⚖
◆ جشنواره ملی برهان ◆

انسداد نهادهای اقتصادی؛
مانعی بر شکل‌گیری انسجام ملی در ایران

بررسی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی انسداد نهادی و تأثیر آن بر همبستگی ملی

●
👥 گروه شاهنامه
🎓 دانشگاه فردوسی مشهد
فریدریش دورنمات

هرکول و طویله‌های اوجیاس

فریدریش دورنمات

هرکول و طویله‌های اوجیاس (Herkules und der Stall des Augias) یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های فریدریش دورنمات، نویسنده و نمایشنامه‌نویس برجسته سوئیسی است که در سال ۱۹۵۴ نوشته شد و در سال ۱۹۶۲ پس از بازنگری، شهرت جهانی یافت. این اثر با طنزی تلخ و گزنده، یکی از معروف‌ترین خان‌های دوازده‌گانه هرکول را به شکلی کاملاً نو و غیرمنتظره روایت می‌کند و در عین حال به نقدی عمیق بر جامعه، سیاست و ماهیت قدرت تبدیل می‌شود.

داستان در یک نگاه: داستان در شهر الیس در یونان باستان رخ می‌دهد. شهری که به گفته راوی، سال‌هاست در پلیدی و نجاست فرو رفته و طویله‌های اوجیاس—که سی سال تمیز نشده‌اند—به نمادی از فساد و رکود این شهر تبدیل شده‌اند. اهالی الیس در شرایطی پرآشوب تصمیم می‌گیرند سرانجام شهر خود را از این آلودگی پاک کنند. به پیشنهاد اوجیاس، کدخدا یا پادشاه شهر، قرار می‌شود به هرکول پاداش شایانی بدهند تا به کمک مردم بیاید و آنها را از شر پلیدی‌ها نجات دهد.

هرکول، قهرمان ملی یونان—که در ادبیات فارسی به رستم دستان تشبیه شده و به مانند او خوان‌هایی را پشت سر گذاشته—همراه با پلی‌بیوس (پیشکار و نوکرش) و دیانیرا (معشوقه‌اش) از شهر تِب راهی الیس می‌شود.

هرکول: قهرمانی که دیگر قهرمان نیست. یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های دورنمات در این نمایشنامه، تغییر چهره هرکول از یک قهرمان اسطوره‌ای به یک انسان معمولی و حتی رقت‌انگیز است. در نگاه اول، هرکول همان قهرمان شکست‌ناپذیر است که مارهای چندسر را کشته، هیولاهای ماقبل تاریخ را از بین برده، شوالیه راهزن را تنبیه کرده و خوک نر افسانه‌ای کوه‌های آلپ را شکار کرده است. اما دورنمات به تدریج این پرده‌ها را کنار می‌زند و دلیل واقعی پذیرش این مأموریت تحقیرآمیز را آشکار می‌کند: فقر و بدهکاری.

هرکول که از نظر اهالی تِب به خاطر خشونت‌ها و جنایات گذشته‌اش—از جمله قتل زن و فرزندانش—طرد شده، تنها برای پرداخت بدهی‌هایش است که قبول می‌کند به خفت تمیزکردن پِهِن در الیس تن بدهد. این تناقض میان تصویر اسطوره‌ای هرکول و واقعیت انسانی او، یکی از محورهای اصلی طنز تلخ دورنمات است.

ورود به بازی‌های پیچیده. هرکول پس از بستن قراردادی با شورای عالی ملی الیس، وارد بازی‌های پیچیده‌ای می‌شود. آنچه در ظاهر یک مأموریت ساده به نظر می‌رسد—تمیز کردن طویله‌ها—به تدریج به شبکه‌ای از موانع بوروکراتیک، منافع شخصی و ترس از تغییر تبدیل می‌شود. اهالی الیس که سال‌ها در آلودگی و فساد فرو رفته‌اند، حتی حاضر نیستند برای تمیز شدن و رهایی از کثافت فکر کنند، چه رسد به اینکه اجازه دهند هرکول این کار را برایشان انجام دهد.

دورنمات در این بخش، تصویری کافکایی از دستگاه اداری و قدرت ارائه می‌دهد: کمیسیون‌ها، جلسات بی‌پایان، سنگ‌اندازی‌ها و مانع‌تراشی‌هایی که هرکول را از هدف اصلی‌اش دور می‌کنند. هرکول که به تمیز کردن طویله‌ها با تغییر مسیر رودخانه‌ها اقدام می‌کند—کاری که در اسطوره به عنوان یکی از خان‌های او شناخته می‌شود—با واکنش‌های غیرمنتظره‌ای روبه‌رو می‌شود.

اوجیاس و شورای عالی ملی: نماد قدرت. اوجیاس، کدخدا یا پادشاه الیس، شخصیتی است که در ظاهر قدرت را در دست دارد اما در عمل گروگان شورای عالی ملی و منافع گروه‌های ذی‌نفع است. او به هرکول قول پاداش داده، اما وقتی هرکول کار را انجام می‌دهد، اوجیاس از پرداخت پاداش سر باز می‌زند و در نهایت تاج و تخت را به پسرش واگذار می‌کند.

شورای عالی ملی الیس، نمادی از دستگاه بوروکراسی و قدرت‌های پنهان است که در پشت صحنه تصمیم می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند هیچ تغییری—هرچند مثبت—در وضعیت موجود رخ دهد. این شورا، که منافع شخصی‌اش در حفظ آلودگی و فساد نهفته است، از ترس از دست دادن قدرت، مانع از پاکسازی شهر می‌شود.

طنز تلخ دورنمات. طنز دورنمات در این نمایشنامه از جنس طنز سیاه است. او از یک داستان اسطوره‌ای که همگان آن را به عنوان داستان پیروزی قهرمان بر پلیدی می‌شناسند، تراژدی‌ای از ناتوانی انسان در برابر سیستم می‌سازد. هرکول، که نماد قدرت فراانسانی است، در برابر قدرت بوروکراسی و منافع شخصی به انسانی درمانده تبدیل می‌شود.

دورنمات در این اثر، افسانه‌های قهرمانانه را با مشکلات اجتماعی و سیاسی تلفیق می‌کند و پیامی انسانی و اجتماعی به مخاطبان منتقل می‌کند. او از شخصیت هرکول استفاده می‌کند تا به مسائلی از جمله قدرت، هویت، ترس، وجدان و فساد بپردازد.

پایان نمایشنامه. نمایشنامه با پیروزی ظاهری هرکول به پایان نمی‌رسد؛ بلکه با شکست معنوی او همراه است. هرکول با تغییر مسیر رودخانه‌ها طویله‌ها را تمیز می‌کند، اما اوجیاس پاداش را پرداخت نمی‌کند و هرکول ناچار می‌شود الیس را ترک کند. این پایان تلخ، بیهودگی تلاش فردی در برابر سیستم را به تصویر می‌کشد و یادآور می‌شود که گاهی پلیدی نه در طویله‌ها، بلکه در ذهن و قلب مردمانی است که به آن عادت کرده‌اند.

جایگاه نمایشنامه. «هرکول و طویله‌های اوجیاس» در اندک‌مدتی پس از انتشار در سال ۱۹۶۲ شهرت جهانی پیدا کرد، به چند زبان ترجمه شد و در شهرهای مختلف دنیا به نمایش درآمد. در ایران، سیدمحمدعلی جمالزاده این نمایشنامه را در سال ۱۳۴۱ به فارسی ترجمه کرد و در سال ۱۳۴۷ حمید سمندریان آن را به روی صحنه برد.

دورنمات در این نمایشنامه، اسطوره را ابزاری برای نقد جامعه معاصر قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه ترس، منافع شخصی و بوروکراسی می‌توانند مانع از هرگونه تغییر مثبت شوند. این اثر، آینه‌ای در برابر جوامعی است که در آلودگی خود غرق شده‌اند و حتی حاضر نیستند برای نجات خود تلاش کنند.

بخشی از نمایشنامه هرکول و طویله‌های اوجیاس

هرکول به شهر الیس رسید. شهری که بوی تعفنش از فرسنگ‌ها دورتر به مشام می‌رسید. طویله‌های اوجیاس، سی سال بود که تمیز نشده بودند و کوهی از سرگین انسانی و حیوانی، شهر را در خود غرق کرده بود. هرکول ایستاد و به این کوه پلیدی نگاه کرد. پلی‌بیوس، پیشکار وفادارش، کنارش ایستاده بود و با نگرانی گفت: «این کار ممکن نیست، ای سرور. حتی تو هم نمی‌توانی این طویله‌ها را تمیز کنی.» هرکول لبخندی تلخ زد و پاسخ داد: «من قهرمان‌ام. مردم از من انتظار دارند که کارهای ناممکن را ممکن کنم. اما هیچ‌کس نمی‌پرسد چرا این شهر سی سال در کثافت خود مانده است. هیچ‌کس نمی‌پرسد چرا اوجیاس و شورای عالی ملی، به جای تمیز کردن، همیشه منتظر یک قهرمان بوده‌اند.» او به سمت رودخانه‌ها رفت، مسیرشان را تغییر داد و آب را به سمت طویله‌ها روانه کرد. اما وقتی آب‌ها طویله‌ها را شستند و پلیدی را با خود بردند، هرکول متوجه شد که فساد این شهر تنها در طویله‌ها نبوده است. فساد در دل مردمانی بود که سال‌ها به پلیدی عادت کرده بودند و هیچ‌گاه نمی‌خواستند چیزی تغییر کند.

✒ نمایشنامه‌ای در پنج پرده
📅 نوشته: ۱۹۵۴ / بازنگری: ۱۹۶۲
🌍 ادبیات سوئیسی آلمانی‌زبان
★ شاهکار دورنمات
❞ پلیدی نه در طویله‌ها، بلکه در ذهن‌هاست ❝